امروز صبح موقع اومدن به سر کار که در حال رانندگی بودم وضمن گوش کردن به یک آهنگ زیبای یونانی به عابرین پیاده وسایر اتوموبیلها نگاه میکردم..احساس کردم تعداد کسانی که از هر نقطه دلخواه در خیابان( دقت کنید : هر نقطه دلخواه...) مشغول تردد هستن به شدت افزایش یافته....یعنی در هر ۵ تا ۱۰ متر یک نفر عابر پیاده مشغول عبور از عرض خیابان بود بی توجه به وجود خط عابر پیاده ...و واگه خط عبور شون رو رسم میکردی یه خط کاملا مایل بود...اگه این منحنی رو در مورد تاکسی ها وتوقف وحرکتشون رسم کنی یک منحنی کاملا سینوسی میشه...امروز صبح دیدن این هرج ومرج واین بلبشو واین بی اعتنایی به قوانین وبی احترامی به حقوق همدیگه باعث شد از شنیدن اون آهنگ یونانی لذت کامل نبرم...با اینکه هرروز به دفعات وبه شکلهای مختلف افزایش چشمگیر این قانون گریزی واین بی تفاوتی وبی اعتنایی رو در رفتارهای اجتماعی میبینم ولی نمی تونم به این دیدن عادت کنم وبی خیال بشم ...بخودم میگم تو که رعایت میکنی ...تو که گاهی با رفتارهای بشدت فرهنگی وقانون گرایانه وبا حوصله تمام سعی میکنی آموزش هم بدی ..پس بیخودی حرص نخور غمگین هم نشو.....اینجا ایران است مرز پر گهر...و بدبختی اینه همین بیشتر غمگینم میکنه......میترسم روزی برسه که دیگه کسی یادش نمونده باشه کی بودیم ..چگونه زندگی میکردیم...چه ایده ها وآرزوهایی داشتیم...و چه می خواستیم....وحتی دیگه مختصاتی نباشه که بتونیم منحنی های عبور رو رسم کنیم....
براساس عادت ديرينه هر ساله طي هفته گذشته به ديدن دو كنسرت با دو ماهيت متفاوت رفتم..... كنسرت شجريان وكنسرت يك گروه جوان بنام داركوب...:
- تالار وزارت كشور با موكتهاي كثيف...صندليهاي فكسني...سیستم صدا بسیار بد...تهويه نامناسب واز همه مهمترلوکیشن نامناسب بنظر من اصلا محيط مناسبي واسه كنسرت نيست وبهتره در مالكيت وزارت كشور همون گردهمايي ها ومولودي هاي وزارت خونه متبوعه رو برگزار كنه...واز اين حد فراتر در ظرفيتش نيست...!!!!ودولتمردان با ذوق بجاي اين همه بناهاي كج وكوله كه بين راه...در جاده ها ودر جاي جاي هر كوي وبرزن ميسازن تا مسلمين....بگذريم...اين بحث بي نتيجه است..وبي مورد...با اين همه معضلات ديگه...
- كنسرت شجريان با 1 ساعت تاخير آغاز شد طبق اظهار خود ایشان" بدليل گير كردن 6 نفر از اعضاي گروه كه قصد رفتن به دستشويي رو داشتن به مدت 1 ساعت در آسانسور ، وخارج كردن اين هنرمندان از راه كانال...حالا فكر كنيد اين بنده هاي بيگناه وهنرمند با چه روحيه اي اومدن رو استيج..!!!!!.
- باز هم بازار سياه بليط وجود داشت ...وخوب اين داستان تعطيل بردار نيست..!!!!...ونهضت ادامه دارد....
- پس از شروع برنامه عليرغم تاكيدهاي وتذكرات مكرر تعدادي از هموطنان هنر دوست از قشر فرهنگي جامعه با موبايل مشغول فيلمبرداري وضبط برنامه بودن...كه نهايتا خود آقاي شجريان با لحن آمرانه اي اعتراض كرد وگفت در صورت ادامه اين داستان برنامه اجرا نخواهد كرد...واين موضوع رو تجاوز به حق خودش دونست..ولي خوب بعضي از هموطنان قشر هنر دوست .- .از آنجا كه فيلمبرداري وضبط رو حق مسلم خودشون ميدونستن عين برنامه هسته اي ..كار خودشونو ميكردن.....بعضي چيزها عوض بشو نيست...چون نهادينه شده.!!!!!! نتيجه اينكه بخشي از قشر فرهنگي جامعه هنوز فرهنگي نشدن...
- درپايان برنامه كه خيلي از حضار رو شور حسيني فرا گرفته بود وهجوم بردن به طرف سن ...بنا به درخواست مردم استاد تصنيف مرغ سحر رواجرا كرد بدون مصرع "ظلم ظالم ..جور صياد..آشيانم داده بر باد"...؟؟؟؟!!!!..كه با همخواني حاضرين همراه بود وزيباترين بخش برنامه....واينكه چقدر جاي نشاط وشادي زنده در زندگي روزمره اين مردم خاليست...
كنسرت دومي در سالن اصلي اريكه ايرانيان برگزار شد وگروه داركوب از تعدادي موزيسين جوان اما علاقه مند وبااستعداد وبا ذوق تشكيل شده...كه من چون اين گروه رو نمي شناختم شخصا انتظار برنامه چندان جالب وقابل توجهي رو نداشتم و رفتم تا ببينم اين جوونا چي ارائه ميدن..
- سالن اريكه تميز ومناسبه ولي گنجايش كمي داره...تهويه سالن انتظارش بشدت مشكل داره البته..اگه تهويه اي باشه....
- برادران وخواهران گشتهاي ارشاد از ساعاتي قبل از اجراي كنسرت در محل حضور داشتن واز همه چيز سان ديدن... تا مواظب باشن هيچ جوري اسلام به خطر نيافته....
- چيزي كه در برنامه اين گروه به چشم مي اومد طراحي صحنه زيبا وچشم نواز بود..ورنگها ي بكار رفته وچيدمان سازها..
- قطعاتي كه اجرا شد بي مايه وباري به هر جهت نبود و تنظيمهاي درست وزيبا نشان از تلاش ودقت گروه داشت...ومن خوشم اومد ولذت بردم
- اجراي يك ترانه محلي خراساني توسط حامد بهداد كه مهمون ويژه گروه بود نشون داد حامد بهداد صداي فوق العاده اي داره ويك آرتيست جوونه كه داره تبديل به يه آرتيست حرفه اي ميشه..(من نسبت به بازي اين هنرپيشه سمپاتي دارم ...وحالا نسبت به صداش هم...)
-گروهي مهمان مدعو از نهاد رياست جمهوري و.....هم رديفهاي جلو رو اشغال كرده بودن ومرتب پفك وراني مي خوردن ..ومن فهميدم اطرافيان احمدي نژاد چقدر فهيم هستن و به هنر موسيقي علاقه مندن...واين در چهره هاشون كاملا مشهود بود..!!!!!!
داشتم فكر ميكردم مختصات ما چقدر با مختصات زندگي در سطح استانداردهاي جهاني فاصله داره.....؟؟؟؟؟
- سعی می کنم همه کسانی رو که واسم مهمن ودوسشون دارم ببینم وبهترین وفراموش نشدنی ترین تاثیر وخاطره رو از خودم بجا بذارم....
- شیکترین لباسمو می پوشم وهمونجوری که دوس دارم موهامو وصورتمو آرایش میکنم وخونواده مو جمع میکنم تا با هم حرفهایی رو شاید فرصتش پیش نیومده بهم بگیم وازشون میخوام در سالگرد من دور هم جمع بشن و با موسیقی وترانه های مورد علاقه ام از من یاد کنن....
- محل قبرمو انتخاب وآماده میکنم ...احتمالا درخت وگل کاری ...ویه جای باصفا....
- اگه بازم وقت بشه با خونواده ام اون جاهایی رو که خیلی دوس داشتم ببینم وفرصت نشده میبینم
- به مرکز اهداء اعضا مراجعه میکنم وازشون میخوام واسه دریافت عضوهای قابل اهداء من برنامه ریزی کنن...چون قبلا کارتشو گرفتم...وخونواده ام رو هم در جریان میذارم ...تا دقت کنن دریافت کننده اعضاء من باید انسانی باشه سرشار از شوق زندگی وپر از آرزوهای انسانی.....
گمونم این کارها ۲۴ ساعت وقت میگیره....دیگه ممکنه حین انجام یکیشون اتفاق بیفته ولی اگه بازم وقت شد برمیگردم تو تختم که با ملافه های نو پوشونده شده ودرحالی که دست همسر وبچه هامو تو دستم گرفتم ویکی از آهنگهای مورد علاقه ام رو گوش میکنیم..... با لبخند میمیرم....
کارگردانها:
- داریوش مهرجویی- بهرام بیضایی-عباس کیارستمی- رضا میرکریمی-رخشان بنی اعتماد-مسعود کیمیایی-ناصر تقوایی- محسن مخملباف-
هنرپیشه زن:
فاطمه معتمد آریا-باران کوثری-رویا تیموریان- گوهر خیر اندیش-بهناز جعفری-بیتا فرهی-پانته آ بهرام-سوسن تسلیمی-مرحوم جمیله شیخی
هنرپیشه مرد:
مسعود رایگان-رضا کیانیان- همایون ارشادی- حامد بهداد-بهرام رادان-افشین هاشمی-رامبد جوان-محمرضا شریفی نیا-مهدی هاشمی
فیلمها:
ده- خیلی دور خیلی نزدیک- سارا- مهمان مامان- طعم گیلاس- زیر نور ماه-زیر درختان زیتون- پرسپولیس-نیمه پنهان-دوزن-کافه ستاره-عشق وفلسفه-
این یه جور نظر دادنه دوستانی که دوس دارن از علائق سینمایشون بگن....
اگه همه جاده ها باز بودن به کجا میرفتم.....اگه مرزی وجود نداشت کجا زندگی میکردم....اگه بال پرواز داشتم کجا پرواز می کردم.......؟؟
چطور زندگی میلیون سالی انسان روی کره زمین این همه قانون رو برای جدا وتفکیک کردن بدنبال داشته....و بعد ناگزیرهایی که انسان تحت شرایطی مجبور به تن دادن به اونهاست....این نظم اجباری وبی نظمی حاصل از اون تا کجا ادامه پیدا می کنه...و حال که تفکر نوین جهانی سالهاس در پی حذف این مرزها وبایدهای غیرضروری و ناسازگار با شان ونیازهای انسان سالم وفرهیخته است دیدن بایدها ونبایدها ومرزهای عجیب وغریب طی این سالها در جای جای قوانین مصوب وغیر مصوب..اجرا شده یا اجرا نشده.. نادیده گرفتن شعور وکرامت انسانی با این حمایت وحراست ناخواسته واجباری در کشورمون حیرت انگیز ودر عین حال غم انگیزه............ چطور باید باور کرد....وپذیرفت...و بگونه ای سالم ادامه زندگی داد... با این همه اجحاف ...
عجیب تر وحیرت انگیزتر وغم انگیز تر رفتارهایست که در پی این داستان وتن دادن به این بازی شکل گرفته... وتراژدی های غم انگیزی رو رقم زده بنام:..ازدواج...اقتصاد....تفریح...کار...مسکن.. تحصیل ..وووو.
دلم میخواست میتونستم پیش بینی کنم معمولاْ بازه تغییراتی که در یه نفر اتفاق میافته چقدر وتا کجا ست....نقطه پایان چه مختصاتی داره....نقطه شروع به چه مختصاتی محتاجه..........حرکتی که در اثر این تغییرات اتفاق میافته به چه سمته...چرا به این یا اون سمت....چقدر خود آدمها وزندگیشونو کن فیکون میکنه...ظرفیت آدمها در این میون چقدر نقش داره...کاراکتر آدمها چی...چه تاثیری روی نوع ومسیر این تغییر میذاره....میزان این تاثیر سقفش کجاس.....فکر کردن بهش تمرکز می خواد و سخته .گاهی غیر ممکن..وگاهی وقتا ممکن وساده.........من معمولا به این تغییرات در خودم و آدمهایی که میشناسم نگاه میکنم ..دقت میکنم...گاهی آنالیز میکنم..سمت وسوی این تغییرات خیلی متفاوته...وشگفت انگیز..دنیای درونی آدمها حیرت انگیزه ....ولی یه نتیجه کلی که من معمولا بهش فکر میکنم اینه... شناخت و حرکت.............
نادر ابراهیمی هم رفت............یادش بخیر...
