تبليغاتX
این منم وستا....

این منم وستا....

- اگه میشد که صبح با همون لباسی که دوست دارم از خونه بیام بیرون چی میشد...؟؟؟؟

- اگه میشد که  اکثر وقتا بانشاط باشم وهمکارامو شاد وسرحال ببینم چی میشد...؟؟؟؟

- اگه میشد همه جا رو تمیز...زیبا...هماهنگ ...ببینم چی میشد...؟؟؟؟؟

- اگه میشد حرص نخورم و حسودی کشورهای همسایه رو نکنم که  بخش عظیمی از موفقیتهاشون در عرصه های اقتصادی بخاطر ضعف وسوء مدیریت در کشور ماست چی میشد...؟؟؟؟؟؟

- اگه میشد در رسانه های جمعی...!!! وملی...!!!! دوکلمه حرف حساب شنید چی میشد...؟؟؟؟

- اگه میشد  حرکت جمعی به سوی انحطاط فرهنگ...و ادب..و اخلاق ...ووووو در رفتارهای روزمره متوقف بشه چی میشد...؟؟؟؟

- اگه میشد هر چیزی  وهر کسی در جایگاه خودش قرار بگیره ...چی میشد...؟؟؟؟؟

- اگه میشد...تکونی بخودمون بدیم...ونذاریم ذهن زیبامون متوقف بشه چی میشد....؟؟؟؟

- اگه میشد دیگه شعارهای صدتا یه غاز  نشنویم  واینقدر دروغهای شاخدار در همه عرصه ها رو دودستی تحویل نگیریم ...چی میشد؟؟؟؟

- اگه میشد کمتر به شعورمون توهین بشه ...چی میشد...؟؟؟؟

- اگه میشد یه کوچولو از حقوق انسانی مون رعایت بشه...چی میشد...؟؟؟؟

- اگه میشد اینقدر احساس بلاتکلیفی نکنیم...چی میشد..؟؟؟؟؟؟

- اگه میشد یه نما از آینده ایی روشن رو پیش رو داشته باشیم چی میشد...؟؟؟؟؟

-اگه می شد حرکت در این سراشیبی مهیب رو متوقف کنیم چی میشد...؟؟؟؟

- اگه می شد ... چی می شد...؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت   توسط وستا   | 

من فکر میکنم واسه آزاد وسرخوش زندگی کردن باید کسالت ویکنواختی رو از زندگی  پاک کرد.....این کار همیشه آسان نیست....گاهی خیلی سخته...خیلی سخت... لابد وقتی آرزوی چیزی رو میکنم ودر ذهنم دارم  توان بدست آوردنش  رو هم دارم...حتماْ دارم دیگه....!!!

پ.ن۱: محدود کردن بدترین گناهه....!!!!!

پ.ن۲:آرزومند را اما...کوششها بای ی ی ی ی ددددددد...............!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت   توسط وستا   | 

روزی مردی عاشق شده بود ودر خیابان قدم میزد.مردبه چهارراهی رسید وایستاد....از آن جا که عشق اورا حساس وبا احتیاط ساخته بود...نگاهی عمیق به چپ وراست خیابان انداخت...وبعد دوباره سمت چپش را با دقت نگاه کرد...خیابان خلوت وخالی بود..مرد آهسته وسط خیابان رفت....ناگاه اتوبوسی که که از روبرو می آمدمرد را زیر گرفت......!!!

مایکل .جی.استیونسن

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت   توسط وستا   | 

این روزها بدنبال زمان سپری شده هستم......اما   گاهی احساس میکنم سرعتمان برابر نیست شتاب اون خیلی بیشتر از منه.....در گذشته  سرعت من بیشتر بود..  خیلی سخت بود ودائم مورد مواخذه قرار میگرفتم وگاهی در پریشانی وسردرگمی  واندوه  وگاهی سرخوشی و.....زمانی با هم حرکت میکردیم این هم سخت بود من مرتب به پشت سر نگاه میکردم ......ودر نتیجه زمان پیش رو مفهوم  واقعی خودش رو از دست داده بود....... وخمودگی ورخوت از این سکون گاه وبیگاه.....وامروز...امروز میخوام یه جوری این زمان درحال سپری شدن رو درکنترل داشته باشم ..... همه ابعادش رو ....اما شتاب اون خیلی زیاده...خیلی زیاد..گاهی از دستم  لیز می خوره  این زمان.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت   توسط وستا   | 

گاهی پیش  اومده که یه حس...یه فکر...واسه یه لحظه تو ذهنت اومده ورفته.....مثل یه نور که یه لحظه ببینی وخاموش بشه....یه لامپ که یه ثانیه روشن بشه وبعد خاموش.....یا یه تصویر یه صحنه که فقط جن ثانیه دیدیش ..وفوری محو شده ...  این دیدن....... این روشن وخاموش شدن ها...این حسی که اومده ورفته حتی واسه چن ثانیه..... اثرش رو واسه همیشه تو ذهن آدم میزاره....هرگز ازش گریزی نیست....هرگز......

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت   توسط وستا   | 

 به این بچه ها که این روزها رو توی زندون میگذرونن فکر کردین......؟؟؟؟

http://dahebahman86.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت   توسط وستا   | 

......این روزها خیلی سعی میکنم نسبت به اخباری که میخونم ومیشنوم ومیبینم آستانه مو بازم ببرم بالاتر ....خودمو بزنم به اون راه....همون راه معروف کوچه علی چپ دیگه.......ولی دیگه نمی تونم....دلم می خواد مرتب داد بزنم..بسسسسسسسسسسسسههههههههههههههه دیگه.... خسته شدیم....۲۹ سال شعار...دروغ.....عوامفریبی...اجبار در نزول همگانی به سطحی که تعیین شده..... این داستان نخ نما و تکراری شده...ولی من یکی واقعا دیگه از این فضایی که توش هستم وبنا به هزاران هزار دلیل  راه گریز ندارم...خسته شدم...به قول دوستان اون سالها ...بریدم از اساس...

پ.ن: سالها تماشای پرده های مختلف یه نمایش تراژیک که داره تو کشورمون وجلو چشم همه مون اتفاق میفته....وهنوز هم با سرعت تا نابودی همان اندک داشته های آنها که هنوز چیزهایی رو واسه خودشون حفظ کردن جلو میره...عاقبت چه پایانی رو در بر خواهد داشت....شما میدونین...؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت   توسط وستا   | 

انگار تمام زمین
 دو راهی پیچیده ای ست
 پر از علامت ممنوع
 و هیچ نقشه ای مرا به راه نمی برد 
  انگار همیشه اشتباه می کنم ....!


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت   توسط وستا   |