طی این سالها یه گوشه ذهنم احساسی وجود داره که نمی تونم پاک یا حتی تعدیلش کنم اصلا حس خوبی نیست هر از گاهی باعث میشه غمگین بشم وفکر کنم تلاشهای شخصی من وخیلی های دیگه آب در هاون کوبیدنه ویا اینکه باخشم بگم چاره چیه واقعا..؟؟؟ هر چند ازسیاست و رفقاش بیزارم مخصوصا سیاست از نوع جهان سومی به خاطر کثافتی که ناگزیر همراهشه یه جور جبر کثیف غیر انسانی ومشمئز کننده اما باز به ناچار چه میشه کرد که زندگی همه ما بنا به جبر جغرافیایی در همه ابعاد بهش آغشته شده ومرتب از جای جای ذهنی که تلاش میکنیم زیبا بمونه سرک میکشه وبا خودش حس اندوه...خشم...دریغ ودرد به همراه میاره.
حس من اینه که احساس میکنم سالهاست( شما بگین ۳۰ سال) در معرض فریبی قرار گرفتم که البته فریبی جمعی است اما من حس شخصیمو میگم که هنوز باهاش درگیرم حسی که غمگینم میکنه ورنج میبرم از تن دادن جمعی به این فریب .هر چند خیلی ها رو میبینم از دریچه دیگری وارد شدن ودارن حالشو میبرن در این جریان شنا میکنن وخلاصه یادشون رفته وحتی دیگه باور نمی کنن اینها همه فربیبی بیش نبوده حتی پذیرفتن باید همین باشه وغیر از این هیچ...وفقط وفقط به سودهای سرشار و تغییر طبقه اجتماعی ازاین مسیرو از سر این بلبشو وآشفته بازار یا نوعی زندگی گیاهی ویا در ابعادی حیوانی فکر و بسنده میکنن و من آنقدر در برابر این حس شکننده شده ام که با کوچکترین تلنگری مثل شنیدن یه خبر یک یا چند سطری دراخبار یا حرفهایی از زبان یک مسئول بلند پایه یا چیزهای پیش پا افتاده ای نظیر اینها ساعتها بغض میکنم وخشمگین از اینکه در معرض فریبی آشکار قرار گرفتم که آسیبهاش نه تنها به من که به همه مخصوصا نسلهای بعد که دوستان فرزندان ویا نوه های ما هستن خواهد رسید وما هم در این میانه له خواهیم شد...این فریب با فریبهای رومانتیکی که همه ما ممکنه خودمون رو در معرضش قرار بدیم تا نیازمون رو به غروری سخاوتمندانه ارضا کنه وآسیبی بهمون نمیرسونه فرق میکنه وخیلی متفاوته .من از فریبی حرف میزنم که باعث میشه مثلا ازدواج ۲۰۰ هزار تومانی در اخبار صبحگاهی بعنوان راهکار حل مشکل جوانان ارائه بشه (شامل هزینه محضر-ماشین گل زده-آرایشگاه عروس ـلباس عروس مدروزـتالار....!!!!!) از فریبی که باعث میشه معاون عمرانی وزیر بهداشت در یک جلسه کاری در خصوص پروژه های بیمارستانی بگه با توجه به اینکه ۲۰ تا ۳۰درصد بیماران CCU بیمارستانها بهبودی نداشته ونهایتا فوت میکنند بهتره طراحی این بخش به گونه ای باشه که تختهای CCU رو به قبله قرار بگیرن...!!!!!!!وووووواگه قرار باشه بازم بگم از این نمونه ها مثنوی هفتاد من کاغذ میشه..واین وقتهاس که تموم وجودم سرشار از خشم واحساس غبن میشه واینکه ۳۰ ساله در معرض فریبیم که هر روز به شکلی ظاهر میشه این فریبکاران زشت ترین آدمهای روی زمینند
واین فریب چقدر با فریبی که گفتم لذت بخشه و آسیبی بهمون نمی رسونه وسخاوتمندانه غرورمون رو ارضا میکنه وبی نهایت شیرین ودوست داشتنیه متفاوته مثل فریبهای گفتگوهای رومانتیک...دیدن فیلم...شنیدن موسیقی..نگاه کردن از بالای کوه به آنچه که پشت سر گذاشتیم ..ورق زدن آلبوم های عکس های رتوش شده ونشده...تن سپردن به نوازشهای عاشقانه ... مستی های واقعی یا غیر واقعی ...تن سپردن به نوازش باران بهاری وآب چشمه...خندیدن از ته دل به کمدی های واقعی وغیر واقعی...گریستن برای عشقهای واقعی وغیر واقعی....و فعالیت در موسسات وانجمن های خیریه ...علمی...تخصصی واقعی وغیر واقعی....
این فریب متفاوته.