تبليغاتX
این منم وستا....

این منم وستا....

احساس میکنم این روزها روزهای عجیبیه....اردیبهشت طلایی و رویایی برای من داره تموم میشه....همش فکر میکنم وقت نیست....انگار یه جا نشستم ودارم عبور همه چیزها رو تماشا میکنم...وهی تو ذهنم درگیر اینم که وقت نیست.... از صدای یک خواننده مرد عرب لذت میبرم.....تازه دارم درگیر یه ماجرای حقوقی میشم که یک اپسیلون هم راجع به مراحل عبور از این ماجرا نمی دونم ...چرا همه چی مثل یه کلاف درهم پیچیده اس...؟؟!!! ناخوداگاه به یه سخنرانی مهم که داره از رسانه جمعی پخش میشه گوش میدم...بازم انگار نشستم دارم فیلم میبینم...احساس میکنم مثل سالهای تین ایجری که در بحثهای سیاسی واجتماعی...تا هرجا که میتونستم میرفتم...بازم باید برم..یه فکرو بگیرم برم تا انتها....چقدر زحمت کشیدم تا تو کله ام فرو کنم که این چیزا تو کشورهای جهان سوم عبث و وقت تلف کردنه...وپر از حماقت....سالهای سال زحمت کشیدم تا  از جاهایی عبور نکنم که پاهام خیس شه... مخصوصا در بعضی عرصه ها...نمی دونم ..انگار دارم از یه مرزهایی عبور میکنم ..اسمش چیه...؟؟؟!!! مرز بین خامی وپختگی...جوانی ومیانسالی  که این روزها با بوتاکس وژل ولیفتینگ وساکشن ..ومش و...های لایت...ووووو دیگه نمیدونم کجاس و واسم قابل تشخیص نیست...ونمیدونم کجا شروع وکجا تموم میشه... مرز بین مسئولیت وبی خیالی...سلامت وبیماری.....یعنی همه چی سرجای خودشه...!!۱؟؟؟ نه..نمی شه که جای چیزهایی که میبینم این جاها باشه...نچ...امکان نداره....بشدت از صدای خواننده مرد عرب لذت میبرم...آهنگهای دامبولی لبخند به لبم میاره.......ناخوداگاه بعضی قیافه ها حس انتقام وتنفرمو فعال میکنه........از کدام مرزها در حال عبورم.....!!!!!اعبور به این سادگیهاس...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط وستا   | 

اینجا ایران است...البته.جمهوری اسلامی ایران....!!!!...اینکه روز روشن توی شهر...جلو چشم همه مردمی که میان ومیرن...توی یه مینی بوس که 30 نفر جوون دانشجو واسه سفرتیمی  به کویر سوارش شدن...همه این جوونها رو به جرم عمل نامشروع در خلوت دستگیر کنن به اداره مفاسد اجتماعی ببرن...48 ساعت در بازداشت وملاقات ممنوع نگه دارن...با خشونت وارعاب  وبا ترفند حیله وترساندن دختر پسرهای بیگناه رو مجبور به امضاء صورتجلسه ای بکنن که  توسط رئیس اداره  مفاسد شهرستان شهید پرور والبته پهلوان پرور کاشان  که به شدت در پی ابراز وجود اسلامی  به هر شکلیه ، واز تمامی اجزاء صورتش اخلاص ..!!!وصداقت...!!! وراستی ودرستی والبته دینمداری .!!!..واخلاص در عمل...ونور ایمان در چشم وصورت....!!!!! می باریده.... تنظیم شده و مضمونش این بوده که بله ما دخترها وپسرها باهم در حالیکه دست در گردن و....در آغوش هم بودیم ...وپسرها هم شلوارک تنشون بوده توسط این برادران جان بر کف...(یا کف بر لب) دستگیر شدیم...آخه مگه میشه اینجوری وبه این راحتی دروغ وچرند به هم بافت...وتحویل داد...!!!!؟؟؟؟ اونم جوونهای پاک...بیگناه وتحصیلکرده ای که تا حالا پاشون به اینجور جاها نرسیده..واونها رو در کنار دله دزدها ..ومعتادهای خیابونی 48 ساعت نگه دارن..... آره خوب حتما  میشه...تو این دولت سناریوهای احمقانه تر از این هم هم تهیه وتحویل شده...ساعت 2 بعد از ظهر روز 5 شنبه توی خیابونهای شهر کاشان...یه جمع 30 نفره رو مجسم کنید که طبق اظهار برادر خواهرهای اداره مفاسد پسرها با شلوارک...دخترها رو رو زانوشون نشوندن وبشکن زنان دارن میرن کویر .....یکی از بچه ها میگفت خدایا  این دیگه چه جور پرونده سازیه..مگه ما کی هستیم چیکار کردیم..که دروغ به این بزرگی ومشهودی رو بهمون نسبت میدن....وتو این لهو لعب این از خدابیخبران جهنمی...یه دفعه این برادران جان برکف وهمیشه در صحنه ا..مطلع میشن که بیایید که عوامل براندازی نرم ...!!!واستکبار جهانی ..!!وتهاجم فرهنگی...!!!وتوطئه.علیه جهان اسلام..و!!! ..و..صهیونیست..!!! واینا......دارن از دستتون در میرن....جالبه خود کارکنان اداره مفاسد وهمینطورآگاهی  کاشان وحتی شهروندان کاشی از این برخورد عجیب وخشونت بار به شدت تعجب کرده بودن...ولی هیچ پاسخی به سوالات بیشمار واالدینی که از پنج شنبه تا شنبه اونجا آواره وسرگردون دنبال جواب وتوضیح مسئولین بودن ...داده نشد...تازه شنبه ظهر این بچه ها با قید کفالت آزاد میشن تا زمان دادگاه...آره   به همین سادگی.....وبدون شرح....

.من کمی راجع به معنی لغت "خلوت "و"عمل نامشروع" به شک افتادم...اگه تو خیابون  وتوی یه مینی بوس که 30 نفر آدم  با راننده 31 نفر کنار هم ...اسمش خلوته...جایی که اون آقای رئیس نیروی انتظامی با 4 خانم نیمه برهنه مثلا در حال ادای فریضه نماز اونم به جماعت بود اسمش چیه...یا اون جایی که معاونت آموزشی دانشگاه زنچان قصد تعرض به یک دختر دانشجو رو داشت...یا خیلی از جاهای دیگه......اینا کی هستن...؟؟؟ اینا چی هستن...!!!؟؟؟ اینجا کجاس...!!؟؟؟ افترا چیه....!!!؟؟؟ تهمت یعنی چه...!!!؟؟؟ دروغ مفهومش چیه...!!!؟؟ قانون چیه...؟؟!!!. فانون کجاست..!!!؟؟ مجری قانون کیه...!!؟؟ حریم یعنی چه....!!!؟؟ امنیت چه مفهومی داره....!!؟؟؟زمان از دست رفته یعنی چه...!!؟؟ ارعاب چیه....!!!؟؟؟..وحشی گری چه جوریه...!!!؟؟؟ قهقرا چیه...!!؟؟... ما داریم کجا میریم....!!!!؟؟؟ اینا دارن کجا میرن...!!؟؟؟  اینا کی هستن ...!!؟؟....من چرا درکشون نمی کنم..... من نمیدونم اسمشو چی بذارم...شما خودتون یه اسمی واسش پیدا کنید...فقط میدونم خیلی از ماها خیلی  خوش شانسیم که زنده ایم...زندونی نشدیم....پرونده نداریم...وووووووو..ودیگه اینکه گمونم از این به بعد از خیلی چیزها تعجب  نخواهم کرد...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط وستا   | 

میگم عجب اوضاعیه...این روزها.....

- پرتقال های که از اسرائیل رفته چین از چین به دبی واز دبی به ایران اومده...حالا قراره از بازار جمع شه...تازه یکی از نابغه های دولت نهم گفته این پرتقالها اسرائیلی نیست..یک عده واسه بدنام کردن دولت نهم نشستن رو دونه دونه پرتقالها  برچسب اسرائیلی چسبوندن.....ما که خوردیم ولذتشو بردیم دست باغدار اسرائیلی ووارد کننده خفن ایرانی ...وبرچسب چسبانندگان خائن پرتلاش درد نکنه....

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت   توسط وستا   |